جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
911
تحفة الملوك ( فارسى )
غلبه و ازلال است . و خود را لقبهاى نيكو گذارند و خود را مطبوع و ظريف دانند و همهء خلق را بالنسبة با خود ، احمق دانند . و چون نخوت و كبر و تسلط در دماغ ايشان جاى گيرد ، هرآينه در زمره جبّاران آيند . و هركس كه تغلب او به جهت تحصيل ضروريات يا يسار يا لذات يا كرامات است ، كه مطالب مدن مذكوره است ، در حقيقت از آن مدن خواهد بود . و بعضى آنها را ايضا از مدينهء تغلب شمردهاند . و شايد كه غرض اهل مدينه ، مركّب از غلبه و يكى از آن مطالب ديگر باشد . و آنكه نفع را مقارن قهر و غلبه خواهد و چون بدون قهر و غلبه باشد ، التفات به او نكند ، مردم آن را بزرگ همت و صاحب رجوليّت دانند . و اما مدينهء حرّيت ، كه او را مدينهء احرار و مدينهء جماعت ايضا گويند ، عبارت است از اجتماع جماعتى كه هر شخصى در آن مطلق العنان و مخلى به طبع و به نفس خود باشد تا آنچه خواهد بنمايد ، و همگى متساوىاند و از براى يكى بر ديگرى مزيد فضلى نمىباشد . و در اين مدينه همتهاى مختلفه و شهوات متفرقه ، چندانكه از حصر و عداد بيرون است ، حادث مىشود . و از همه صنفى در ميان ايشان مىباشد . و در ميان ايشان رئيس و مرؤوس نيست ، مگر اينكه محمودتر و مكرم و مطاع و افضل در نزد ايشان آن كسى است كه در حريّت ايشان كوشد و ايشان را با خود واگذارد و از اعدا نگاه دارد و در شهوات خود به قدر ضرورت اقتصار نمايد . و هرچند كه او را كه به منزلهء رئيس ايشان است با خود مساوى بينند و انتفاعى از او نبرند و لكن به انواع كرامات و بذل اموال ، آن را مخصوص مىدارند ؛ به جهت جلالتى كه از براى او در نزد خود تصور كردهاند به سبب معاونت و موافقت نمودن او با ايشان يا به سبب رياستى كه از آبا و اجداد او به طريق ارث به او رسيده باشد . و جملگى مطالب و اغراض انواع مدن جاهليت در اين مدينه بر تمامترين وجهى و بسيارترين مقدارى حاصل توان نمود . و اين مدينه عجيبترين مدن جاهله است كه به همهء رنگها و لونها متلوّن مىباشد و همهكس مقام را در آنجا دوست مىدارد ؛ چونكه كسى را با كسى ديگر كارى نه ؛ و از اين سبب امم و طوايف بسيار ، از اطراف روى به آن نهند و در اندك زمانى انبوه گردد و توالد و تناسل بسيار ، كه همگى در فطرت و